قهرمان ميرزا عين السلطنه
6937
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
كرد . اگر مجلس تا دو روز ديگر استرضاى خاطر ناجى مملكت ، احياءكنندهء قشون ، چه و چه را فراهم نكند حركت مىكنيم . امير لشكر شمال كه ما به باسمج آمديم . مزه اينجاست كه آن احمد [ آقا ] خان تلگراف مىكند ما اين فداكارى ، اين جانبازى ، اين امنيت را فقط براى خدمت و عشق به سردار سپه مىكنيم به غير آن باشد ابدا حاضر نيستم ، مجلس داند و ولايات خود . همه اينها هم براى ناجى ما مضر است و بغض و عداوت مردم را بيشتر مىكند و مجلس بيشتر سوءظن حاصل مىكند . خالصىزاده و امراى لشكر بارى خالصىزاده در منبر گفته است لرها خيلى از سردار سپه و امراى لشكر او براى ما بهتر بودند ، زيرا آنها با پول و اسب و تفنگ و قورخانهء خودشان ياغيگرى مىكردند ، اينها با پول و اسلحه و قورخانهء دولت . امير لشكر غرب با شيخعلى خان بيرانهوند چه تفاوتى دارد . همهجا صحبت اين تلگرافات هست و همهكس مذمت و بد مىگويد . شرفيابى سردار سپه اميد خواجگيم بود خدمت تو گزيدم * هواى سلطنتم بود بندگى تو كردم و يك مرتبهء ديگر قضا و قدر و ارادهء ملت او را در مقابل تاج كيان و تخت طاوس به كرنش و تعظيم بازداشت . طورى به اطاق و حضور وليعهد رفته بود كه وزير دربار و صاحب اختيار كه براى پذيرائى او حاضر بودند نفهميدند . اما ورود و تفصيل آن . فقط دو قسم گفتند . وارد اطاق شد خم شد پاى والاحضرت را ببوسد وليعهد مانع شده بود ، دست والاحضرت را بوسيده بود و والاحضرت صورت او را . تا خواسته بود عذرخواهى بكند فرموده بودند گذشته گذشته است . بعد دوبهدو نيم ساعت خلوت و صحبت نموده بودند كه كسى آگاه نيست . قول ديگر دم درب اطاق ايستاده و سلام نظامى داده فورا خلوت شده است . بازديد وليعهد صبح يا ظهر امروز بنا به خواهش غيرمستقيم خودش وليعهد ناصر الدين ميرزا را احوالپرسى مىفرستد ، بعد هم شرط مىكند والاحضرت روز ديگر منزل او برود . ناصر الدين ميرزا رفت ، اما وليعهد بازديد را رد كرد .